• دلار آمریکا (خرید): 23,900
  • دلار آمریکا (فروش): 24,500
  • دلار کانادا (خرید): 19,000
  • دلار کانادا (فروش): 19,850

میلیاردرهای کانادایی در طول پاندمی بر ثروت خود افزودند

یک سال پس از پاندمی کووید 19 که به زیر و رو شدن زندگی میلیون‌ها انسان در این کشور انجامید، میلیاردرهای کانادایی ۷۸ میلیارد دلار را بر ثروت خود افزودند.
 
داده‌های منتشر شده از فهرست «میلیاردر‌های زمان حال» مجله فوربز در ۷ آوریل، در مقایسه با گزارش سالانه میلیاردهای سال گذشته، این افزایش عظیم از ثروت را نشان می‌دهد. روی هم رفته ۴۷ میلیاردر کانادایی اکنون کنترل ۲۷۰ میلیارد دلار ثروت را در اختیار دارند.
 
موفق‌ترین میلیاردرهای کانادا تامپسون (با ۱۴.۴ میلیارد دلار افزایش در ثروت)، توبی لوک از شاپیفای  Shopify (با ۸.۸ میلیارد دلار افزایش) و جیم پَتیسون بریتیش کلمبیایی (با ۷.۲ میلیارد افزایش) هستند. سال گذشته فروشگاه‌های زنجیره‌ای فروش مواد غذایی پتیسون به همراه فروشگاه‌های زنجیره‌ای میلیاردر گالن واتسون زمانی که سود آنها به سرعت افزایش یافت، پاداش کارکنان خط مقدم در مبارزه با کووید 19 را پرداخت کردند.

در همین حال در طول پیک پاندمی 5.5 میلیون کارگر کانادایی یا کار خود را از دست دادند و یا ساعت‌های کاری آن‌ها به شدت کاهش یافت. تازه‌ترین داده‌های سازمان آمار کانادا نشان می‌دهد تعداد شغل‌ها از متأثر شده از پاندمی هنوز بیش از نیم میلیون است است (300 هزار نفر هنوز بی‌کار هستند و 250 هزار نفر ساعت‌های کار کمتری کار می‌کنند). به علاوه برخی از شغل‌‌هایی که به تازگی ایجاد شده‌اند دوباره به دلیل موج سوم و محدودیت‌های مرتبط با آن از میان می‌روند و در این داده‌ها بازتاب نمی‌یابند. کارگران با دستمزد پایین به طور مداوم بیشترین ضربه را از نظر تعداد شغل‌های از دست رفته در طول پاندمی دیده‌اند.

نابرابری در کانادا قبل از پاندمی هم به کرانه‌های حداکثری خود رسیده‌ بود. بر اساس گزارش دفتر بودجۀ پارلمان در سال 2016، یک درصد ثروت‌مند، 26 درصد از ثروت کانادا را در اختیار داشتند. پژوهش آکادمیک اخیر نشان می‌دهد که اقام ممکن است بالاتر و نزدیک به 29 درصد باشند. مرکز سیاست‌گذاری‌های جایگزین کانادا اخیراً تحقیقی را منتشر کرده است که 87 خانوادۀ ثروتمند کانادا هر کدام به طور متوسط 4448 برابر ثروتمند‌تر از یک خانواده معمولی در کانادا هستند. روی هم رفته این 87 خانواده، ثروت بیشتری را از 12 میلیون کانادایی در اختیار دارند.

چنین نابرابری شدیدی نه تنها به خودی خود بیدادگرانه است، بلکه به بدترین نتایج سلامتی و اجتماعی منجر می‌شود و رشد اقتصادی را کند می‌کند.

به عنوان یک جایگزین، تفاوت بین ثروت میلیاردر‌ها را در امسال با گزارش‌ میلیاردر‌های فوربز در سال‌های (8 فوریۀ 2019، 18 مارس، 2020) گذشته مقایسه کردم. دوباره به واسطۀ این معیار جایگزین، میلیاردرهای کانادایی بسیار خوب عمل کرده‌اند، و در مقایسه با سال 2019 حداقل 62 میلیارد دلار را به ثروت خود افزوده‌اند.

این سطوح از نابرابری و تمرکز ثروت در میان میلیاردر‌ها قابل اجتناب است. یک سری از ابزار‌های سیاست‌گذاری وجود دارند که می‌توان در نابرابری‌های شدید به کار گرفت، در حالی که به صورت همزمان درآمد برای سرمایه گذاری مداوم و بلند مدت عمومی در مناطق مهم پس از پاندمی را افزایش داد.
 
حتی بدون پاندمی، کانادا با چالش‌های بزرگی روبرو است که مستلزم سرمایه‌گذاری عظیم عمومی است، از جمله اصلاح سیستم مراقبت از سالمندان، ایجاد یک سیستم عمومی همه شمول مراقبت از کودکان، سرمایه‌گذاری در مسکن ارزان قیمت و اقدامات تهاجمی لازم برای مقابله با بحران مداوم تغییرات آب و هوایی.
 
ما به عنوان یک کشور بیش از اندازه ثروتمند هستیم که بتوانیم از پسِ این چالش‌ها برآییم. اما این امر مستلزم استفاده از ثروت ملی خود است که همه ما در ایجاد آن سهم داریم و بیشترِ آن را به سمت سرمایه‌گذاری برای منافع عمومی سوق می‌دهیم. این به معنای گرفتن قدرت از ثروتمندان کم تعداد است.
 
یک سیاست برای کمک به دستیابی به این امر، وضع مالیات بر ثروتمندان است. تحقیقات اخیر ما نشان می‌دهد که مالیات بر ثروت در کانادا حتی بیش از آنچه پیش‌بینی می‌شد درآمد ایجاد می‌کند. با پرداخت یک درصد مالیات بر ثروت بیش از 20 میلیون دلار، سالانه تقریباً 10 میلیارد دلار درآمد حاصل خواهد شد و مالیات برآورد شدۀ بلندپروازانه‌تر، می‌تواند سالانه نزدیک به 20 میلیارد دلار درآمد داشته باشد.
 
مالیات بر ثروت از این نوع فقط بر ثروتمندترینِ ثروتمند‌ها اعمال می‌شود: ثروتمندترین 0.2 درصد از کانادایی‌ها. با هم، این 25000 خانوار در حال حاضر 1.8 تریلیون دلار از ثروت کشور را در اختیار دارند.
 
از احزاب برای وضع مالیات بر ثروت حمایت عظیمی از جانب مردم وجود دارد. مخالفان سعی‌ کرده‌اند استدلال کنند که ثروتمندان می‌توانند به سادگی از آن طفره روند، اما تحقیقات اقتصادی در حال رشد از متخصصان برجسته به ما می‌گوید که مالیات بر ثروت می‌تواند به طور موثر طراحی و اجرا شود. آنچه از دست رفته است، اراده سیاسی است، نه ابزار فنی یا اقتصادی.
 
اگر دولت‌ها انگیزه داشته باشند - یا توسط جنبش های اجتماعی مجبور شوند - عناصر موجود در سیستم مالیات را نیز می توان بسیار مؤثرتر اجرا کرد.
 
همراه با مالیات بر ثروت، سیاست های مالیاتی اضافی برای مقابله با نابرابری شامل بستن شکاف‌های مالیاتی متعددی است که به نفع مُرفهانی است که از نفع افراد ثروتمند منتفع می‌شوند، اصلاح مالیات شرکت‌ها، اجرای وراثت مالیات بر املاک بزرگ به ارزش بیش از 5 میلیون دلار و افزایش بالاترین نرخ مالیات بر درآمد بر افراد با بیشترین درآمد. در هر حالت، این پیشنهادهای سیاستی روشن آماده است و اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد، می‌تواند به سرعت اجرا شوند.
 
سیستم مالیات نمی‌تواند همه مشکلات ما را حل کند، اما این یک ابزار مهم است. برای دیدن اینکه اراده عمومی برای مالیات بر ثروتمندان به سیاست تبدیل می‌شود، مردم مجبورند از راه‌های دیگر بر قدرت خود بی‌افزایند، مانند از طریق تقویت حقوق کارگران و اتحادیه های کارگری و همچنین پیشبرد طیف وسیعی از سیاست‌های دیگر که می تواند به طور بنیادی باعث مرکز زدایی از قدرت اقتصادی در جامعۀ ما شود.
 
افراد فوق ثروتمند بدون شک قدرت اقتصادی و سیاسی خود را برای مقابله با این مراحل به کار می‌گیرند. اما تاریخ نشان می‌دهد که افراد سازمان یافته می‌توانند در برابر پول سازمان یافته مبارزه کنند  و پیروز شوند. با توجه به چالش‌های عمده‌ای که با آن روبرو هستیم، بندرت زمان مهمتری برای استفاده از این قدرت وجود داشته است.
 

ثبت دیدگاه

Captcha Image